بهونه...

عشق یعنی وقتی هزار دلیل برای رفتن هست، هنوز دنبال بهونه ای که بمونی…..
ولی...
همه میگویند او رفته است زندگیت را بکن
ولی
کسی درک نکرد او خود زندگیم بود
معشوقه..
معشوقه ای پیدا کرده ام به نام روزگار
این روز ها سخت مرا در آغوش خویش به بازی گرفته است…
خسته ام. . .یک قلم لطفا!
میخواهم”خودم”را خط خطی کنم!!!
الزایمر...
آلزایـمر بودی یا عـشق؟
از روزی کـه مبتلایت شدم
خودم را
از یاد بردم …
شکست
شکست بخشی از زندگیست…
اگر شکست نخورید نمی آموزید..
و اگر نیاموزید هرگز تغییر نخواهید کرد…
یوسف...
یوسف در چاه افتاد…
و تو در قلب من..
او عزیز مصر شد..
و تو عزیز دل من…
عجب دنیایی شده...
عجب دنیایی شده..
کوچه ها را بلد شدم.. مغازه ها را..
و رنگ چراغ قرمزها.. حتی جدول ضرب را..
و دیگر در راه هیچ مدرسه ای گم نمیشوم..!!
اما گاهی میان آدم ها گم میشوم..
آدم ها را بلد نیستم هنوز.
اما...
وزے مے رسَـد کـِﮧ دَر خیال خُـود
جای خالے ام را حِس کـُـنے
دَر دِلَت با بغض بگـُویے :
" ڪاش اینجآ بود "
اما مَـטּ دیگـَـر
بـﮧ פֿـوآبَت هَم نِمے آیَم!!
عشق
عشق من:
با نگاهت در خوشی غرق می شوم ،
و با صدایت به دیار آشنایی سفر می کنم.
کمند گیسوانت اسب سرکش روحم را به اسارت می کشد.
ندانم طنین کوهساران را ،
یا صدای پر خروش چشمه ساران را ،
یا صدای پای تک تک یاران را ؛
کدامین را به تو هدیه کنم.
نمی تونی...
سلامتی اونی که میدونی هیچوقت نمیتونی بهش زنگ بزنی ولی
بازم دلت نمیاد شمارشو پاک کنی.
عشق من...

عشق من!!
بیا باهم حرف بزنیم،
درد دلهای داغم همه چیز را در خود حل میکند،
مشکلات که دیگر چیزی نیست.
دریا
زندگی در اعماق دریا زیباست . ماهیانی که در اعماق زندگی می کنند صید نمیشوند.اما هرگز طلوع افتاب را هم نمی بینند!!!!!!!!!!!!!!
شیفته...

من شیفتهی میزهای کوچک کافهای هستم که
بهانهی نزدیکتر نشستنمان میشوند و
من روبهروی تو با چای و سیگاری میتوانم
تمام شعرهای نگفتهی دنیا را یکجا برایت بگویم.
تنها برای خود خود تو .
دیوانه تر...

دیوانگی بد نیستـ
هوس کرده ام
چنان گیــــــج شوم از تو
چنانـ مست شوی از من
که زمین سرگیجــــــه بگیرد
و اشتباهی سالی سیصد و شصت و شش دور بگردد
یکـــ روز اضافــــه تر دور ِ تو
هر نفس

هـــــــر نفـــس ،
درد اســـت که میکشـــم !!!
ای کــاش یا بـــــــــــودی ،
یـــــا اصـــلا نبودی !!!
ایـــــن که هســـتی
و کنــــارم نیســــتی ...
دیـــــــــوانه ام میکنــــــــــد . . . .
دختر...

در اولین صبح عروســی ، زن و شوهــر توافق کردند که در را بر روی هیچکس باز نکنند . ابتدا پدر و مادر پسر آمدند . زن و شوهر نگاهی به همدیگر انداختند . اما چون از قبل توافق کرده بودند ، هیچکدام در را باز نکرد . ساعتی بعد پدر و مادر دختر آمدند . زن و شوهر نگاهی به همدیگر انداختند . اشک در چشمان زن جمع شده بود و در این حال گفت : نمی تونم ببینم که پدر و مادرم پشت در باشند و در را روشون باز نکنم . شوهر چیزی نگفت ، و در را برویشان گشود . سالها گذشت خداوند به آنها چهار پسر داد . پنجمین فرزندشان دختر بود . برای تولد این فرزند ، پدر بسیار شادی کرد و چند گوسفند را سر برید و میهمانی مفصلی داد . مردم متعجبانه از او پرسیدند : علت اینهمه شادی و میهمانی دادن چیست ؟ مرد بسادگی جواب داد : چـــون این همـــون کسیــــه که ، در را برویم باز میکنـه !!!
هر کسی...

یلدا....
آری امشب شب یلدا است.....
شب فال.....
شب عشق.....
شب هندوانه.....
وشب آزادی وشب رهایی
چیزی به یادم نمی آید
جز اینکه
امشب شب تنهایی من است
یلدایت مبارک
امن یجیب...
تــَـمامـِ اَمَّنْ یُجیببْ هاےِ دِلَمـ را
گِره زَده اَمـ بـہ کَلِمـاتـَـمـ
وَ رَوانــہ ے آسِمـاטּ کَـرده امـ ؛
مَنــ مُطمَـئِنَـمـ
خـُدا تـُـو را بَـراے دِلـَـمـ نِگــَـہ مےدارَد...
شیرین ترین لبخند...

شیرین ترین لبخند اون لبخندیه که...
وقتی می خوای بهش اس ام اس بدی...
یه دفعه خودش اس ام اس میده...!!!
بغض...
من زنم وقتی خسته ام
وقتی کلافه ام
وقتی دلتنگمبشقاب ها را نمی شکنم
شیشه ها را نمی شکنمغرورم را نمی شکنم
دلت را نمی شکنمدر این دلتنگی ها
زورم به تنها چیزی که میرسداین بغض لعنتی است !
.
نوازش...

در آغوش خدا گریستم تا نوازشم کند...
پرسید : فرزندم پس آدمت کو؟
اشک هایم را پاک کردم و گفتم : در آغوش حوای دیگریست ...
این منم

این من هستم که وفادار خواهم ماند ، این تو هستی که تنها بی وفایی از تو جا خواهد ماند!
این من هستم که آخرش میسوزم ، این تو هستی که میروی و من با چشمهای خیس به آن دور دستها چشم میدوزم
چمدان...

حـقـيـقـت دارد !
کافـی سـت چــمـدان هــايــت را ببــندی
تــا حــاضـر شــونــد ، هـمه
بـــرای ِ از يـــاد بــُـردنــت !
آنـکه بــيشتـر دوستـت ميــدارد ، زودتــــر !!!
دلم تنگ است...

دلم تنگ است برای کسی که نمی داند...
نمی داند که بی او به دشت جنون می رود دلم...
می دانم که اگر نزديکش شوم، دور خواهد شد....
پس بگذار که نداند بی او تنهايم...
دور میمانم که نزديک بماند...



