خداجونم
خداااااا جون دلم برات تنگ شده میخوام هرچی زودتر بیام پیشت

چقدر سخته گل آرزوهاتو ، تو باغ دیگری ببینی
و هزار بار تو خودت بشکنی
و اونوقت
آروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک

صد بار بدی کردی و دیدی ثمرش را
خوبی چه بدی داشت که یک بار نکردی
یاد آن روز که در صفحه شطرنج دلت
شاه عشق بودم و با کیش رخت مات شدم

کاش در کتاب زندگی سطری باشیم ماندنی نه حاشیه ای از یاد رفتنی...

حاصل عشق مترسک به کلاغ نابودی یک مزرعه هست .

لعنت به این زندگی .... وقتی که گریه کردیم گفتن بچه است. وقتی که خندیدیم گفتن دیوونه است. وقتی که جدی بودیم گفتن مغروره. وقتی که شوخی کردیم گفتن سنگین باش. وقتی که حرف زدیم گفتن پر حرفه. وقتی که ساکت شدیم گفتن عاشقه. حالا ام که عاشقیم می گن گناهه...

بچه که بودم دستانم را از دستان نگراني که مراقبم بود رها مي کردم و آرزويم بود که تنها يک بار هم که شده تنها از خيابان رد شوم حالا که ديگر نمي شود بچه بود و فقط مي شود عاشق بود از سر بچگي هرچه وسط خيابان زندگي سر به هوا مي دوم هيچ کس حاضر نمي شود دستم را بگيرد و براي لحظه اي حتي مراقبم باشد

یادمون باشه که هیچکس رو امیدوار نکنیم بعد یک دفعه رهاش کنیم چون خرد میشه میشکنه و آهسته میمیره . یادمون باشه که قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم تا کسی که به ما تکیه کرده سرش درد نگیره.
یادمون باشه قولی رو که به کسی میدیم عمل کنیم . یادمون باشه هیچوقت کسی رو بیشتر از چند روز چشم به راه نذاریم چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره . یادمون باشه اگه کسی دوستمون داشت بهش نگیم برو نمیخوام ببینمت چون زندگیش رو ازش میگیریم